هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

نوشته های این وبلاگ صرفا تراوشات یک ذهن دیواانه است و ابدا هیچ ارزش علمی و ادبی و ... را دارا نمی باشد :))

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

نوشته های این وبلاگ صرفا تراوشات یک ذهن دیواانه است و ابدا هیچ ارزش علمی و ادبی و ... را دارا نمی باشد :))

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

سلامم را تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!
منم من‌، میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌
منم من‌، سنگ‌ِ تیپا خورده رنجور
منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمه ناجور
نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بی رنگ‌ِ بی رنگم
بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌ ...

  • ۱
  • ۰

کلا من از اون مدل آدمایی هستم که کم حرف میزنم راستش فک نمی کنم از بچه گی همین شکلی بوده باشم قدیما زیاد تر حرف میزدم نه این که وراج بوده باشما نه ولی کمم حرف نمی زدم اما از یه جای زندگیم به بعد خودم تصمیم به این کار گرفتم و اون موقع دلیلشم فقط یک چیز بودش "عواقب بعدش"

ما کلا فک و فامیل مزخرفی داریم:|  به این صورت که تو وقتی جلوشون صحبت میکنی اونا اون برداشتی رو از حرفت میکنن که براشون بهتره ! و تو اصلا باورت نمیشه که آخه لامصب چیجوری تو از این حرف من این برداشت نا ممکن رو کردی و اینجوری میشه که به ایشان برمیخوره و خیلی سریع تر از سرعت نور(!) این خبر در همه جا میپیچه و آخرشم مجبوری بری معذرت خواهی کنی و ی عالمه بهش توضیح بدی که عزیز دلم سوء تفاهم شده ! 

به همین خاطر دیگه از اون موقع تصمیم گرفتم که قبل از هر حرفی که میخوام بزنم چند میکرو ثانیه بهش فکر کنم که اصن آیا لازمه که اونو بگم یا خیر و اکثرا هم به این نتیجه میرسیدم که خیر لازم نیستش. 

ولی تو خونه این جوری نبودش هر چقدر که بیرون سعی میکردم کم حرف بزنم تو خونه راحت بودم هر چی میخواستم رو حتی اگه چرت هم بود میگفتم و کسی هم کاری نداشت ولی راستش جدیدا دیگه اینطوری نیستش در مورد هر موضوعی که پیش میاد چه سیاسی , دینی یا حتی آینده به تک تک کلمه هام گیر میدن انگار دیگه اونا هم حرفام رو نمیفهمن تا میایم دو دیقه حرف عادی بزنیم رشته میشه میتوپه تو داد و بیداد واسه همین تازگیا توی خونه هم سعی میکنم فقط در حد نیازم صحبت کنم نه بیشتر 

ولی خب ی روزی هم مثل امروز از دستم در میره و شروع میکنم به حرف زدن که نهایتا منجر میشه به جنجال و ...

واسه همین دیگه تصمیم گرفتم بیشتر حرفام رو فقط اینجا بزنم و بس , خدا کنه که اینجا دیگه به کسی بر نخوره :دی

  • ۹۶/۰۵/۰۵
  • Ojdohay Khofteh

نظرات (۲)

  • بهار پاتریکیان D:
  • دقیقاً، منم چند وقته حس می‌کنم تو خونه‌ی خودمونم نمیشه درست صحبت کرد :|
    پاسخ:
    ای کاش خانواده ها اندکی سعی کنند مسائل را از دید فرزندانشان بنگرند و کمی آن ها را درک بِنُمایند !

  • بهار پاتریکیان D:
  • من سعی می‌کنم بندازمش گردن اختلاف سنی! اینجوری راحت تره هضم کردنش :دی
    پاسخ:
    آره منم همین طور 
    بعضی وقتا هم احساس میکنم از دوست داشتن بیش از حدشونم میشه گفت !

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی