هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

نوشته های این وبلاگ صرفا تراوشات یک ذهن دیواانه است و ابدا هیچ ارزش علمی و ادبی و ... را دارا نمی باشد :))

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

نوشته های این وبلاگ صرفا تراوشات یک ذهن دیواانه است و ابدا هیچ ارزش علمی و ادبی و ... را دارا نمی باشد :))

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

سلامم را تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!
منم من‌، میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌
منم من‌، سنگ‌ِ تیپا خورده رنجور
منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمه ناجور
نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بی رنگ‌ِ بی رنگم
بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌ ...

  • ۰
  • ۰



  • ۹۶/۰۵/۰۹
  • Ojdohay Khofteh

نظرات (۲۱)

  • بهار پاتریکیان D:
  • من این رو طرفای ظهر گوشش دادم ولی کامنتشو الان دارم می‌ذارم، 
    وقتی پلی کردم انتظار داشتم طاقت بیار رفیقِ قمیشی بخونه، 
    عه راستی الانم هوای گریه داره می‌خونه D:
    اها خب داشتم میگفتم، خیلی خوب بود، فقط لینک دانلود نداشت متاسفانه :|
    بعد من نمیدونم این آهنگ بیکلام هارو چجوری پیدا کنم، اینا اسم دارن یا مسخره بازی در میارن؟  ینی مثلا برم سرچ کنم اون آهنگ یواشه که اوژداها گذاشته بود، یا مثلا آهنگِ یواشِ یک، دو و الی آخر :| 
    انسجام کامنتم خودمم کشته به همین برکت اصلا -_-
    پاسخ:
    حالا چرا آهنگه یواش ؟! 
    بعضی هاشون که واقعا فقط مخصوص اوژداهاست :دی
    لینکم نمیزارم که هر وقت خواستی گوش بدی بیای همینجا فقط :| 
    آره واقعا این موسیقی بی کلاما خیلی خوبن , من عاشقشونم 
    بعد یه ویژگی هایی داره مثلا که خیلی خوبه , به عنوان مثال توانایی وحشتناکی در ثبت خاطره ها دارن! من بعضی از اینا رو به اسم آدمایی که دوسشون دارم نامگذاری میکنم و خاطراتشون تو اون آهنگ سِیو میشه و هر وقت دلم براشون تنگ میشه آهنگشون رو گوش میدمو آروم میشم

    سایت های مختلفی هس که همه مدله موسیقی بی کلام داره از هر هنرمندی
    یکیشون مثلا vmusic.ir و just-music.ir که خودم از اینا دانلود میکنم 

    +منم کشته به همون برکت -___-
  • بهار پاتریکیان D:
  • عه عه دیدین خودتونم میگین اوژداها دیگه ؟!D:
    باشه پس من این پست رو بوک‌مارک کردم که اگه هی پست اومد روش گم نشه :))
    همین‌طوره واقعاً، البته من خیلی بی‌کلام گوش نمیدم ولی خب کلا صادقه این خاصیت آهنگ، مثلا یه بار تو طول سال تحصیلی من با سرویس یه مسیر دیگه میخواستم برم، بعد این راننده سرویسش از این آدمای بیشعور بود که میگن من فقط بچه های خودمو میبرم من مگه گَزایول اضافه دارم و این چرت و پرتا. منم کلاس زبان داشتم و واقعا هیچ راه دیگه ای نبود جز اینکه با همین یارو برم، رفتیم نشستیم صندلی آخریا، بعد دید و تشخیص داد که من جدیدم، آقا چشمتون روز بدنبینه آنچنان هوار کشید سرم و سوال جوابم کرد که من تاحالا چنین برخوردی حتی از مامان بابام ندیده بودم :|| بعد که دعوا کرد آهنگ "عزیزی" از تلیسچی یا حتی طلیسچی رو پلی کرد تو مینی‌بوس! من از اون موقع به بعد هرچی از این یارو تلیسچی یا حتی طلیسچی میشنوم یاد اون روز میفتم، حتی رنگ سوئی‌شرتمم یادمه، صورتی بود :||||
    + ممنون بابت معرفی سایت.
    + من چرا میام اینجا اینقدر چرت و پرت میگم؟ :/ چرا واقعاً؟ :/
    پاسخ:
    ای واای منم گفتم اوژداها 😶
    انقد که تو حواسم رو پرت میکنی ب خدا ;)) 
    در راستای خاطره ی جالب و جذابی :دی ک گفتی گزایول چیست و کجاییه دقیقا ؟!
    میدونی اینجا چن وقته من سویی شرت نپوشیدم ؟ :||
    +خواهش فراوان :)
    + واقعا چرا هان؟ اگه فهمیدی به منم بوگو ناگهان کنجکاو شدمی :دی 
  • بهار پاتریکیان D:
  • نچ نچ نچ نچ نچ نچ نچ، نمی‌دونین گزایول چیه؟ :| ینی واقعاً راننده سرویس های شما به گازوئیل میگن گازوئیل؟ :| با پدیده هایی مثل گزایول و گَزوَعیل مواجه نیستین؟ -_-
    + طی آخرین تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که کلا بای‌دیفالت همین بودم :|
    خب حتماً سردتون میشه یه چیز دیگه میپوشین، چمیدونم کتی چیزی :/ ینی اونجا سرد نمیشه؟ -_- 
    پاسخ:
    تو این چند سالی که از خدا عمر گرفتم هیچ وقت سرویسی نبودم :دی 
    ولی انصافا گزایول ؟! در مخیلاتم هم نمیگنجید که شاید منظورت همون گازوئیل خودمون باشه :)
    کلا سالی ی ماه اینجا هوا سرد میشه که کاپیشن میپوشیم همین و بس :| 
    + ینی از همون ابتدا میومدی اینجا چرت و پرت میگفتی؟! :|/
  • بهار پاتریکیان D:
  • واقعاً؟ :|
    یحتمل از این اوژداها بال‌دارا هستین بال می‌زنین مسیرو D: 
    هاااارهااارهاااررر چقد من نمک‌دونم :/ 
    ما هم تو مخلیه‌مون نمی‌گنجید قبل از اینکه به صحبت‌های راننده‌ها باهم گوش بدیم :-"
    ما اینجا از اواسط مهر منتظریم یکی سوئی‌شرت پوشیدنو شروع کنه، بعد دیگه کاپشن می‌پوشیم تا آخر پائیز، زمستون به صورت پیازی هر چی لباس داریم می‌پوشیم قربه الی الله :|
    نه ولی از همون ابتدا چرت‌و‌پرت می‌گفتم، منتهی الان یه وبلاگ خوب پیدا کردم که توش چرت‌و‌پرت بگم، تو بقیه وبلاگا نمیشه چرت گفت، مردم میان می‌بینن آدم دری‌وری میگه قطع امید می‌کنن ازش :| ایشالا که وبلاگ شما شلوغ نمیشه D:
    پاسخ:
    "زمستون به صورت پیازی هر چی لباس داریم می پوشیم قربه الی الله" 
    واای خدا چقد من با این خندیدم ;))) خیلی باحال گفتی 

    آره اینجا خیلی دنج و خوبه و خیالت راحت هیچ وقتم قرار نیس شلوغ بشه!
    میتونی اینجا هر وقت دلت خواس راحت هر چی دری وری میخوای بنویسی و کسی هم باهات کاری نداشته باشه ;)
    نگران منم نباش, دیگه به این دری وری هات عادت کردم -__- 


    هووی برو عمتو مسخره کن بی ادب ://
    "اوژداهای بالدار"  ام خودتی 
    انگار مگسم مثلا میگه بال میزنی کل مسیرو >__<
    پاسخ:
    خب بابا 
    انقد حرص نخور برات خوب نیس جانم :|| 
  • بهار پاتریکیان D:
  • خوشحالم خندیدین D:
    وبلاگ خلوت خیلی خوبه، من یه مدت حالم از این وبلاگم که الان توش مینویسم بهم میخورد بسکی شلوغ بود، دو روز نبودی ۱۰۰ تا کامنت باید تایید میکردی، ۱۰۰ تا هم وبلاگ نخونده داشتی :/ خیلی بد بود، هی وبلاگ عوض کردم هی خواننده هام ریخت، الان که برگشتم بعد از هشتا وبلاگ (!)، یکم خلوت شده ولی نه خیلی، هنوز نمیشه آدم بره پست بزاره "خسته‌م ترکیدم پاچیدم"، یه سری اورانیوم غنی‌کنِ دلیر داریم ما که وقتشون با اینا گرفته میشه :-"
    این بود آرمان‌های امام راحل؟ :| حالا من دری‌وری می‌گم نباید به روم بیارید که شما :/ عصن چراغِ این وبلاگ به چرت‌و‌پرت گفتن منه که روشنه، والا :| [سی‌پی‌یو اش را خاموش کرده و سعی می‌کند چرت نگوید]
    [نانچیکو‌هایش را برای هرگونه اقدامی آماده می‌کند]
    پاسخ:
    ناموسا به وبلاگ الانت میگی خلوت :|
    من یه بار سه نصفه شم رفتم توش به این خیال که خلوته راحت بشینم پستاتو بخونم بعد یهو دیدم 11 نفر آنلاین بودن مگه جنگه آخه ://
    توصیه ام بهت اینه که از این مدل پستات رو رمزدار کنی و رمزشم فقط به من بدی -___- 

    اصن ما انقلاب کردیم که راحت بتونیم تو وبلاگمون دری وری بنویسیم 
    چی شدیم ما ؟! مگه قرار نبود پای چیزامون وایسیم ؟! 

    بله اصن این وبلاگ متعلق به شماست ! (خدایی راس گفتما فک کنم تو از من بیشتر نوشتی اینجا :| ) 
    +هیچ وقت یک اوژداها رو تهدید نکن 😎😎
  • بهار پاتریکیان D:
  • آقا من منظورم این بود که از اینایین:
    http://s9.picofile.com/file/8302402234/IMG_3124.PNG
    تازه اونم خر شرکه که ترسیده ازتون D: 
    مگس چیه بابا ~_~
    پاسخ:
    تا اونجایی که یادم میاد این اوژداهاهه دختر بودشا 😑😑
  • بهار پاتریکیان D:
  • عه وا راست میگین بعدشم با خره ازدواج کرد :|
    ببخشید الان میرم یه اوژداهای آقا میارم :|
    پاسخ:
    آره دیدی واقعا ! خره دو دیقه ای اون بالا مخشو زد اونم سریع خر شدش :||
    بعد من یه عمرم بخوام مخ یدونه از این اوژداها رو بزنم نمیتونم آخر سر خودمو خر میکنم :// 

    ببینم شما اوژداهای آقا از کجا میشناسی هان ؟! جواب منو بده :دی
    واقعا ازت بعید بودش -___- 
  • بهار پاتریکیان D:
  • نه خب سه نصفه شب پست بذاری درجا بازدید میکنن ولی مثلا شیش صبح بزاری تا صاعت هشت عمراً اگه کسی بخونه :| مثلا از ساعت ده شب تا یک و دو اصولاً همه هستن، همه :|
    چشم، رمزدار می‌کنم D:
    احتمالا اون "پای چیزامون وایسیم" می‌خواستین بگین پای آرمان هامون وایسیم، کلمه دم زبونتون بوده ولی نیومده P:
    حالا واقعاً که نترسیدم ولی همزمان با خوندن جمله‌ی آخر میوه‌ای که می‌خوردم پرید تو گلوم :||| بابا تهش آتیش پرت می‌کنین جزغاله می‌شیم دیگه :/
    پاسخ:
    نه اون "پای چیزامون وایسیم" مورد داره ! برمیگرده به جنبش و اینا که نه ب درد تو میخوره و نه در این محال می گنجد :/ 
    ای بابا ما که هر وقت اومدیم تو وبلاگت شلوغ بوده وقت خاصی ام نداشته! 
    هر وقت خلوت بود بوگو بیام سر فرصت پستات رو بخونم الان رسیدم وسطای مهرش فک کنم :) 
    ای بابا اوژداهای ما از اون مهربونای دل نازکه ازش نترس !
    گول ظاهرش رو نخور اینقد خشنه و آتیش میده تا همه رو از خودش دور کنه 
    اگه کسی بتونه بهش نزدیک بشه میفهمه چقدرم مهربونه ( مثال بارزش همون اوژداهای شرکه ! )
  • بهار پاتریکیان D:
  • این یکی دیگه خودشه :
    http://s9.picofile.com/file/8302404118/IMG_3127.JPG
  • بهار پاتریکیان D:
  • اوژداهای آقا تو برنامه کودک "راپانزل و قلم جادویی" بود، بچه بودیم می‌دیدم، 
    بعد این یه دوست داشت اوژداها بود اسمش پنلوپه بود، یه خرگوشم داشت اسمش هوبی بود.
    بعد بابای پنلوپه اسمش هوگو بود که واسه ی گوتل که دشمن راپانزل باشه کار می‌کرد :|
    گشتم دنبال عکساش ولی نبود گویا.
    پاسخ:
    ندیدم تا حالا این برنامه کودکه رو 
    ولی به نظر جالب میادش !
  • بهار پاتریکیان D:
  • ایناهااااش :
    http://s8.picofile.com/file/8302404592/IMG_3129.JPG
    +
    مخ زدن واقعاً کار دشواری هست، واقعاً! :|
    پاسخ:
    خوبه از این راضیم ;)) 
    +من در تمام این سالهایی که از خدا عمر گرفتم فقط یه بار میخواستم مخ معلمه عربی مون رو بزنم مستمر بهم بالا بده که آخرش منجر ب دعوا و قشون کشی شدش 😮😕
  • بهار پاتریکیان D:
  • جنبش؟ شیب؟ بام؟ 
    نمی‌دونم والا، حالا میرم تحقیق میکنم در موردش :-"
    خب دیگه، یهو معروف میشن بعضی وبلاگا، وبلاگ منم معروف شد ولی کلا دچار دگرگونی شدم الان دبگه خیلی ها نمی‌خونن منو -_-
    وسطای مهر؟ -_- اوپس -_- آقا من قبلا بیشتر از این دری وری بودماااا :))))
    فلسفه‌ی آتیش پرت کردن واسه دور کردنه؟ ای بابا مگه واسه جزغاله کردن نبود؟ :|
    ولی من کماکان معتقدم همون که گفتم "این دیگه خودشه" از همشون بهتر بود -_-
    بعد اینکه عصنم جالب نیست این برنامه کودکه، قشنگ‌تراشو ببینین اگه می‌خواین. 
    گرافیکش خیلی ضعیفه، من می‌دیدم امسال بعد از سال‌ها یاد اون انیمیشن ایرانی رستم افتاده بودم که شبکه پویا می‌ذاشت که رخش رو زانوهاش می‌سرید و حرکت می‌کرد :|
    من هیچ وقت مستمرم بالا نبوده، چون همیشه سر کلاسا خستم -_-
    پاسخ:
    توصیه نمیکنم بری در موردش تحقیق کنی و اینا در اون رابطه جنبش ! 
    شما اگه ی بار دیگه دوباره بشینی دقیق شرک رو نیگاه کنی میبینی اونجاهم اون اوژداهاهه قصدش جزغاله کردن نبوده ! و اینو فقط خره فهمیدش !!
    آقا بیخیال دیگه از سن من گذشته بشینم پویا نیگاه کنما:|| 
    منم هیچ وقت مستمرم بالا نبوده و همواره سر کلاسا یا لش بودم یا داشتم با کنارییم سنگ کاغذ قیچی بازی میکردم -___-
  • بهار پاتریکیان D:
  • واسه انتخابات امسال ته قصیه همه‌چیز رو دراوردم، اینو بلد نبودم ولی :|
    فهمیدم! خودشه! محافظت؟ :)))))
    جان خودم محافظ فیونا بود D;
    پویا که نه ولی آپارات و اینا هستن >_<
    من سر عمومی های شر و ور می‌خوابم، واقعاً خوابم میبره، سر اختصاصی ها هم یا لشم یا چرت و پرت میگم با بغلیم #_#
    پاسخ:
    قطعا نمیشه ته قضیه همه چیز رو در بیاری , چون اگه تهشون رو درمیاوردی یا دیوونه میشدی یا از این کشور فرار میکردی ب یه جای دورافتاده :||
    محافظتم میتونه از دلایل مهمش باشه !

    +خوبه راضیم ازت با این روش های نشستن سر کلاست ;))
    ینی راضیم ازت که داری شیوه ی جدیدی از وبلاگ نویسی رو به همگان نشون میدی ;)) 
    پاسخ:
    :)))
  • بهار پاتریکیان D:
  • اره واقعا حس میکنم این مملکت بی‌صحب جای زندگی نیست، 
    در اوووووووجِ بی‌همه‌چیزی به سر می‌برن اونایی که باید حواسشون به مردم باشه:( واقعاً ناراحت‌کننده‌س..
    + D:
    + ببخشیدا من کلا اتراق کردم اینجا -_-
    پاسخ:
    پوووف , آره واقعا داری درست میگی 
    +نه بابا راحت باش وب خودتونه:))
  • بهار پاتریکیان D:
  • شیوه‌ی جدید وبلاگ‌نویسی کودومه؟ =)))))
    پاسخ:
    به این صورت که عنوان پست "زنده بمون خواهشا..." عه بعد مثلا انتظار میره بیای کامنت ها رو ببینی یارو از بریدن و خودکشی و از این چرت و پرتا صحبت کرده باشه بعد با این صحنه مواجه میشود که ی مشت دیوونه دارن چرت و پرت میگن و کلا تناقض عجیبی ایجاد میشه :))
  • بهار پاتریکیان D:
  • آره حتی من دیگه موضوع ندارم چرت و پرت بگم منتظر پست جدیدم D:
    پاسخ:
    باورت میشه من تو عمرم انقد چرت و پرت نگفته بودم :| 
    ینی اگه من یک صدم این میزان چرت و پرتی که اینجا گفتم رو جلو کسی میگفتم با توجه به شناختی که از من می داشت سریعا منو پیش یه روان پزشک می بردش -___-
  • بهار پاتریکیان D:
  • شما که چرت و پرت نمیگین، من میگم :|||
    بعد یه قانونی در راستای "خواب خواب میاره" هست که میگه "دری‌وری؛ دری‌وری میاره" و همین‌طور پتانسیل اینو داریم که تا خود صبح چرت بگیم :|||
    + احساس غربت کردم. چرا هیشکی منو نمی‌بره روان‌پزشک؟!:((
    با توجه به اینمه من علائم شدید تری رو هم قبلا نشون دادم :|
    پاسخ:
    یه دورانی هس به نام "دیگه امیدی به بهبودیش نیس" که بعد از روانپزشک و اینا اتفاق میفته که دیگه کلا کسی باهات کاری نداره و میگن که بزارین از روزای پایانی عمرش نهایت لذتو ببره! 
    فک کنم تو این دورانم رد کردی حتی !!
  • بهار پاتریکیان D:
  • اینقدر وخیم؟ :(
    پاسخ:
    شایدم حتی بیشتر !
  • بهار پاتریکیان D:
  • 😔
    پاسخ:
    حالا غصه نخور , اشکال نداره ;)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی