هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

نوشته های این وبلاگ صرفا تراوشات یک ذهن دیواانه است و ابدا هیچ ارزش علمی و ادبی و ... را دارا نمی باشد :))

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

نوشته های این وبلاگ صرفا تراوشات یک ذهن دیواانه است و ابدا هیچ ارزش علمی و ادبی و ... را دارا نمی باشد :))

هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی

سلامم را تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!
منم من‌، میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌
منم من‌، سنگ‌ِ تیپا خورده رنجور
منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمه ناجور
نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بی رنگ‌ِ بی رنگم
بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌ ...

  • ۰
  • ۰

ی مدتیه تو خونه بیشتر جمله ای که به عنوان نصیحت میشنوم اینه :

انقدر مغرور نباش پسر جان ! به جای اینکه هی بقیه رو از بالا نیگاه کنی سعی کن از بغل بهشون نیگاه کنی مثلا :|| تا بتونی یکم بیشتر با بقیه ارتباط برقرار کنی اگه همینجوری پیش بری در آینده یه آدم منزوی گوشه گیر بدبخت میشی :/

بعله این ماجرا از زمانی شروع شدش که خانواده هر وقت میخواستن برن مهمونی من یا کلا میپیچوندم یا اگه ب زورم میرفتم اونجا همش خیره بودم به دیوار اگرم احساس میکردم کسی میخواد باهام شروع کنه به حرف زدن قبل از اقدام اوشون بنده هندزفریام رو تو گوشم میکردم ک ینی برو پی کارت عامو 😐البته میدونید من برای همه ی این کارام دلیل داشتما ولی نمیدونم چرا برا هیچکس قانع کننده نیس در حالی ک برا من جزو بدیهی جات زندگیمه !

اصولا ما کلا فک و فامیل خیلی مزخرفی داریم :/ و به نظرم هیچکدوم صلاحیت هم صحبت شدن با آدمو ندارن و شاید بعضی هاشون از منفورترین چهره های زندگی من باشند حالا براتون چن تا مثال میزنم !

عمه کوچیکم اینا وضع مالی ضعیفی دارن و علاوه بر شوهر عمم خود عمم هم کار میکنه و علاوه بر اینا دختر عمم هم کار میکنه ولی همین دختر عمم به جای اینکه این پولی رو که درمیاره پس انداز کنه صرف خریدن ماهی یک بار مانتو و روسری و کیف گرون قیمت میکنه خب الان این دختر به نظر من خیلی احمقه :|

یکی از عموهام زنشو کتک میزنه :// که خب این به نظرم ن تنها احمقه بلکه یه چیز دیگه هم هس که در این محال نمیگنجه !

خالم هر وقت منو میبینه میگه چه لزومی داره که اصن خانوم کار کنه هان ؟ واقعا اشتباهه ک میزارید مامانت از صب تا شب کار کنه تو درس عبرت بگیر دیگه اجازه نده زنت اینجوری کار کنه و از صب تا شب جلو ویترین باشه :///// خب الان من همین که احترامش رو جلوش نیگه میدارم کافیه دیگه مگه نه ؟

از یکی دیگر از عموهایم برایتان بگویم که کل خانوادش از صب تا بوق سگ کار میکنه ولی به جای اینکه از این پول در جای درست استفاده کنه میره یه ماشین گرون تر میخره چون مثلا ماشین آقای ایکس گرون تر از اونه خب اینم احمقه دیگه آخه من با این چه حرفی دارم بزنم ؟!

مامان منم همه ی اینا رو قبول داره ها ولی میگه هر چقدرم ی آدمی بد باشه تو باید بتونی باهاش ارتباط برقرار کنی درست مثه داداشت ( داداش من خوار مادر روابط عمومیه کلا ! با هر کی بخواد سر ثانیه پسر عمو میشه :| ) شاید در اینده کارت ب ی آدم اینجوری افتاد تو اونموقع دقیقا چه غلطی میخوای کنی :||

ولی من اینجوری نیستم وقتی از یکی بدم بیاد به هیچ عنوان نمیتونم باهاش حرف بزنم و ارتباط برقرار کنم دست خودمم نیستا اینجوریه دیگه ینی منو با اون یه روز بزار کنار هم من کل اون روز رو به دیوار نگاه میکنم ولی یه کلمه با اون صحبت نمیکنم نمیدونم چرا اینجوریم خودمم ! البته جدیدا پیشرفت های خوبی در من حاصل شده و دو سه روز پیش که خونه ی عزیز اینا بودم و عموم هم اونجا بود تونستم جواب سلامش رو بدم و حتی ازش بپرسم ک حال خانوم بچه ها چطورن -_-


آره خلاصه ک سر این موضوع تو خونه دهن ما رو سرویس کردن دیگه :/

  • ۹۶/۰۵/۱۵
  • Ojdohay Khofteh

نظرات (۲۳)

  • Fatemeh シ‌‌‌‌‌
  • شتتتت پسر تو خود منی و خانوادتم عین خانواده منه
    حتی داداشمم مثه داداش توعه و دقیقا همیشه با همین موضوع ما تو خونه داستان داریم :|
    شت شت شت شت :|
    پاسخ:
    ششتتتتت:|
    حتی در مواردی هم فاااک:|
    کچل میگما پایه‌ای اینجارو پاتوق کنیم؟ :))))
    پاسخ:
    من تا دو درس دارم
    بیا تا دو درس بخونیم -__-
    من تنهایی یحتمل تا اونموقع نتونم دووم بیارم بلعخص ک باید دینی هم بخونم :/
    کچل تو خجالت نمیکشی من سیب‌گلاب شدم فالوم نمیکنی؟ برم جیبوتی؟ برم چین معتاد شم؟ برم؟ 
    [زنجیر می‌درد]
    [فغان فغان]
    پاسخ:
    با رفتنت ب جیبوتی موافقم :||
    خب یکمم درباره ی پست نظر بدم :|
    من در حقیقت نمیدونستم در جه درجه‌ای از روابط عمومی اجتماعی قرار دارم، از خواهرم پرسیدم که در چه درجه‌ای قرار دارم گفت بی‌تفاوتِ غدِ مهربونِ زودجوش‌بیارهِ کینه‌شتری هستی، فی‌الواقع منم دقیقاً به همین شدت حوصله‌ی فک فامیلو ندارم :/ 
    پاسخ:
    کلا این فک و فامیل مقوله ی مزخرفیه :/
    چه خصایص اخلاقی جالبی داری تو :دی
    پایه ام که بخونیم ^_^
    دینی؟ ممم! من فارسی میخونم که عمومی باشه احساس غربت نکنی بین این درسای آشغال :دی
    :)))
    پاسخ:
    خوبه خوبه بخونیم اقا بخونیم 
    انصافا مدیونی اگه بخوابیا 😒
    برم جیبوتی میفتم از گرسنگی میمیرمااا، بعد مجسمه‌مو میزنن وسط میدون اصلی‌شون میگن این یگانه گوهر تابناکی بود که جهان هستی از ما ربود بعد هاااای هاااای گریه میکنن.
    عصن خودمم بغضم گرفت، هق هق :|
    پاسخ:
    الهم اشف کل مرضانا :|


    ولی من کینه‌شتری نیستمممممم :(((
    عصن من چرا از خواهرم پرسیدم که استاد ضدحال زدنه؟ 
    برم از مامانم بپرسم و بیام :/
    پاسخ:
    بدو بدو 
    خب الان از مامانم پرسیدم کلا دگرگون پاسخ داد و گفته‌های خواهرمو تکذیب کرد. وی در ادامه افزود که خواهرت امتحان داره همینکه قادر به صحبت کردنه هنوز از شدت استرس خودش کافیه تو با این سوالاتت بهش فشار نیار. وی خاطر نشان کرد که اینجانب دلسوز و بااراده‌ی دوست‌داشتنی بوده و سایر صحبت‌ها پشیزی ارزش ندارد.
    پاسخ:
    حرفای مامانتو قبول دارم 
    اونا بعلاوه ی خیلی هم خل دوست داشتنی :)
    آقا من هنوز یه شوکولات گیگیلی نگه داشتم هر وقت تو هم خریدی بعد بخورم که خیالم راحت باشه :/ نه اقا نترس نمیخوابم :/
    این کچلو کو ول کرد رفت؟ 
    من قبلا هم با کچل تایم میذاشتیم سر یه ساعت میومد میگفت چی خونده تا کجا خونده *___^
    پاسخ:
    اوه اوه فاطمه سریع رفت تو وبش پست گذاشت 
    کی وقت کرد بنویسه -_-

    اقا بخدا راضی ب زحمت نیستم بخور اون شوکولاتا رو نوش جونت 
    خب من برم پست فاطمه رو بخونم حدودی میشه همون 12 اینا
    از 12 شروع کنیم تا 2
    ساعت 2 همینجا میبینمت :)
    من خوندم تموم شد کامنتم گذاشتم بابا :/
    ولی تا این کتابارو جمع کنم اون کتابارو بیارم همون دوازده میشه :))
    چی چی رو دو؟ :/ 
    یک میای اینجا حاضریتو میزنی که من مطمئن شم نخوابیدی :|
    پاسخ:
    اوکی
     پس تا یک :)
    الوعده وفا :))
    پاسخ:
    منم حاظر:)
    شاعر میگه چی؟ 
    میگه وقتی دل سودایی میرفت به بستانها بی خویشتنم کردی بوی چی؟ 
    بوی گل و ریحان ها :|||
    پاسخ:
    اقا ی نیم ساعتم بریم من بیشتر نمیکشم دیگه
    جسارتاً حاضر صحیحه.
    پاسخ:
    عع اره راس میگی :|
    فارسی چرا اینقدر دری وریه؟ 
    چراااااا؟ :/
    درسته دوسش دارما ولی خب نه در این حد :-"
    ینی یکو نیم یا یکو چهلو دو؟ 
    پاسخ:
    یک و چهل از همین الان 
    برگشتم باهام میحرفیم ;)
    تو هم ده دقیقه اخر زل زده بودی به ساعتت یا فقط من بودم؟ :/
    پاسخ:
    والا من ب این فکر بودما ولی زل نزده بودم 
    رها کن کتاب دینی رو خرخون دو شد :|
    پاسخ:
    تموم شد بلعخره
    خب بهار چه خبر؟
    سلامتی والا
    از تو چه خبرا؟ :))
    پاسخ:
    سلامتی شما همش ;)
    *____*
    باید یه فکری به حال صندلیم کنم، 
    نمیدونم چند وقت بود اینقدر ممتد ننشسته بودم اینطوری شد یا چی، 
    ولی یادمه هفته اول مهر پارسالم که تازه هشت ساعتی مینشستیم مث کبریت خشکیده بودم :/ فک کنم از همونه :/ ولی خااااک تو سرمون کنن با این تولیدات داخلی آشغالمون :/
    پاسخ:
    من ک صندلیم تولید ملی نیستش خیلی هم راحته و از این جور حرفا دیگه :-"
    الان خوبی تو یا داری از دست میری ؟!
    کوفتت بشه لاکچری چاردرصدی :( من نمیدونم مال کودوم برادران منهای کودوم برادره که اینقدر داغونه. البته مال من نیست مال دوران دانشجویی داداشمه، من دزدیدمش فقط :/
    + یه خوووووووووبِ خسته‌م الان *_*
    پاسخ:
    اقا دیِه سر یه صندلی ک چهاردرصدی اینا نداریم :|
    +خب خداروشکر همین خوبه ^___^
    منم دارم از خستگی میمیرم :(
    ولی دلم نمیاد بخوابم راستش
    ینی اگه بیادم فک نکنم تو اجازه بدی :-|
    نداریم؟ چرا نداریم؟ :/ 
    دلم میخواد سرمو بکوبم به میز میزو بکوبم به دیوار بعد دیوارو بکوبم به سرم و این چرخه ادامه دار بشه تا اتاقم فرو بریزه بلکه یه آجرم بیفته تو سر همسایمون ساعت دو اینقدر آلودگی سوتی نداشته باشع :/
    پاسخ:
    وای ما هم این همسایه بغلی هامون خیلی با هم دعوا میکنن بلند داد میزنن 
    دهن ما رو ....
    شاید پستی با این مضمون در این نزدیگی ها منتشر کردم
    منتشر کن منتشر کن :/
    منم هلاکم، ساعت شیشم که باید بیدار شم :/ دهن این دبیرا سرویس من همش پنج جلسه نبودم چقدر سریع تدریس کردن :( فردا اونا رو باید جبران کنم.
    تو عم برو بخواب خسته شدی :))
    حقیقتاً بهارِ خبیث درونم میخواد اجازه نده ولی درک میکنم که خسته ای :))
    شاپّاخال، خوابای خوب ببینی و اینا :))
    پاسخ:
    ای بابا منم بیشتر دوس داشتم حرف بزنیم 
    این حال نداد تو امشب کم چرت گفتی -_-

    ای بابا من مطمئنم میتونی جبران کنی , فردا هم بچین این جوری خیلی اسب وار درس بخونیم تا تو بتونی جبران کنی عقب مونده ها رو منم ب کارام برسم :)

    شاپ تو هم پاخال:|  تو هم خواب خوب ببینی :)
    سلام، لنگ ظهر شنا بخیر :دی
    اره داغون شده بودم دیشب :)) خیلی وقت بود اسب وار نمیخوندم یهو عای واز شاکد حالا عادت میکنم دوباره :-"
    من ساعت هفت پا شدم، هفت و چهل و پنج پا شدم، هشت و نیم پا شدم، و در نهایت نه و چهل و پنج دقیقه از جام پا شدم :|| ینی چی واقعاً؟  خواب باگ خلقته :/
    بعد تا الانم یه ساعت زیست خوندم یه ساعتم شیمی، حالا دو دوباره میرم شیمی این فصله رو که میاد تو آزمون تموم میکنم بعد اگه تا چار بازم وقت بود زیست میخونم، 
    نبود دیگه از چهار میرم فیزیم میخونم شیش و نیم کلاسشو دارم.
    من فک میکردم که الان دوستم همه ی جزوه هارو میفرسته برام. اینهمه گفت غمت نباشه هر چی خواستی واست میفرستم فقط ده صفحه فیزیک فرستاده بود که سه صفحه اشم خودم بودم تازه! :/ اونارو پاک نویس کنم بفهممشون بعد برم کلاس و بیام دیگه میشه هشت و نیم. نه میرم سر ادامه‌ش تا دو *_* واسه اون برنامه خاصی ندارم :)))
    هو ابوت یو؟ 
    پاسخ:
    لعنت بهت تا ده خوابیدی :|
    من صب هفت کلاس داشتم و شش از خواب بلند شدم :/
    همین الان دارم از مدرسه برمیگردم یه دو ساعتی استراحت کنم از چهار دیگه شروع کنم ب درس خواندن و...
    ساعت شیش و نیم کلاس داری تو ؟! مگه جنگه :/
    فیزیک چیزی بود نفهمیدی رو کمک ما میتونی حساب کنیا البته اگه ما رو لایق بدونی :دی
    اقا اون شب رو پایم دوباره با هم درس بخونیم ;)
    ی چیز دیگه ک دمت گرم واقعا :) خیلی تلاش میکنی و این خیلی خوبه 
    این جور ادمایی مثل تو رو من واقعا دوس دارم ک همیشه در تلاشند , امیدوارم نتیجه شم ببینی ک مطمئنم میبینی ;)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی